کد خبر: 7304
تاریخ انتشار: 14 آذر 1395 - 14:59
تعداد بازدید: 355
صنعت ما: بزرگ‌ترین کلکسیون‌ چاقوی دنیا را دارم. سال‌ها تلاش کرده‌ام تا ۲۱۰ چاقوی منحصر به فرد را جمع کنم. تصمیم دارم ۱۸۰ عدد از این چاقوها را برای کمک به بیماران سرطانی بفروشم. ...
آشپز نهاد ریاست جمهوری: بازار کار آشپزی عالی است
 
بزرگ‌ترین کلکسیون‌ چاقوی دنیا را دارم. سال‌ها تلاش کرده‌ام تا ۲۱۰ چاقوی منحصر به فرد را جمع کنم. تصمیم دارم ۱۸۰ عدد از این چاقوها را برای کمک به بیماران سرطانی بفروشم. این روزها در حال رایزنی با جاهای مختلفم تا بتوانم این کار را انجام بدهم. برخی از این چاقوها پنج میلیون هم قیمت دارند. حمیدرضا رنجبر، همان آشپز پرانرژی است که فعلا در شبکه نسیم انواع و اقسام غذاها را به مخاطبان آموزش می‌دهد. با این سرآشپز درباره علاقه‌اش به آشپزی و کمی درباره خانواده‌اش هم‌صحبت شدیم.

تاریخچه علاقمندی به آشپزی

مرحوم پدرم؛ قهرمان رنجبر در هتل دربند کار می‌کرد تا زمانی که هتل هما ساخته شد و پدرم به این هتل رفت و درجه سرآشپزی را از این هتل گرفت. من هم در کنار پدرم به آشپزی علاقه‌مند شدم. رشته تحصیلی‌ام حسابداری است اما آشپزی را به عنوان حرفه انتخاب کردم. شانزده ساله بودم که وارد هتل هما شدم و به صورت روزمزد در کنار درس خواندن کار هم می‌کردم. در این هتل، مرکز فنی حرفه‌ای و سازمان گردشگری دوره‌‌‌های مختلف را آموزش دیدم. در آشپزخانه‌‌های معروف زیادی کار کردم و در دوره‌های هفتم و هشتم ریاست جمهوری، توانستم وارد نهاد ریاست جمهوری شوم.

اول در بخش خدمات آشپزی و تشریفات فعال بودم و بتدریج توانستم وارد آشپزخانه نهاد ریاست جمهوری شوم. بعد از پخش سریال آشپزباشی از تلویزیون که در این سریال مشاور آشپزی بودم و آموزش برنامه‌های آشپزی شبکه پنج، اعتماد مدیران جلب شد و توانستم وارد آشپزخانه نهاد ریاست جمهوری شوم.

در ادامه فعالیت‌‌هایم در تلویزیون در شبکه‌‌های یک و سه هم آموزش آشپزی دادم و اکنون هم با شبکه نسیم همکاری می‌کنم. در کنار این فعالیت‌ها، دوره زبان اشاره را هم یاد گرفتم تا بتوانم به ناشنوایان هم آشپزی آموزش بدهم و مدتی هم به نابینایان آموزش آشپزی می‌دادم.

آیا می‌توان گفت که آشپزی ارثی است و از والدین به فرزندان می‌رسد؟

این‌که ارثی است را نمی‌دانم اما در خانه ما پدرم همیشه آشپزی می‌کرد و ما این کار را از او یاد می‌گرفتیم. پدرم با حس و حال خوبی آشپزی می‌کرد مادرم محکوم به این نبود که حتما باید در خانه آشپزی کند. ما از پدرم یاد گرفتیم که آشپزی کاری زنانه نیست و مردان هم می‌توانند با علاقه آن را انجام دهند.

آشپزی در خانه

وقت زیادی برای آشپزی نداریم. همسرم هم شیرینی‌پزی آموزش می‌دهد هر دو آنقدر کار داریم که فرصت آشپزی در خانه را نداریم. و اینجوری هم نیست که زندگی را وقف کار کنیم! ‌معمولا هفته‌ای دو بار برای خوردن غذا به رستوران می‌رویم. هفته‌ای یک بار مهمانی می‌رویم و دو هفته یک بار مهمان به خانه‌ ما می‌آید.

بازار کار آشپزی

آشپزی حال آدم را خوب می‌کند. گاهی بیمارانی به آموزشگاه می‌آیند و آشپزی یاد می‌گیرند و بعد از مدتی حالشان خیلی خوب می‌شود و حتی جذب بازار کار می‌شوند. بازنشسته‌‌هایی هم هستند که بعد از آموزش در جاهای مختلف مشغول به کار می‌شوند.

جوانان زیادی هم هستند با علاقه زیادی این حرفه را پیگیری می‌کنند تا به دنیای آشپزی وارد شوند. بازار کار آشپزی عالی است. اما واقعیت این است که سرآشپز و آشپز خیلی کم داریم. درآمد این حرفه خیلی خوب است و من به جوانان توصیه می‌کنم اگر دنبال کاری هیجان‌انگیز با درآمد عالی هستند حتما آشپزی یاد بگیرند.

علاقه‌مندی به آشپزی در خانم‌ها بیشتراست یا آقایان؟

خانم‌ها به دلایل سنتی و فرهنگی کمتر به آشپزی علاقه‌مندند چون آن را وظیفه خود می‌دانند. اما آقایان به این حرفه فانتزی نگاه می‌کنند به همین دلیل در این کار موفق‌ترند.

آشپزی سنتی یا فست‌فود؟

فست‌فود در دوره‌ای که نان‌های سبز، سیاه و سبز آمده بود، طرفداران زیادی پیدا کرد اما خیلی زود دوره‌اش تمام شد. مردم نسبت به سلامتی‌ خود حساس شده‌اند و بیشتر ترجیح می‌دهند غذاهای سالم و ایرانی بخورند. غذاهایی مثل پاستا و استیک نتوانستند در فرهنگ ما ایرانی‌‌ها جا بیفتند. تنها ایرادی که غذاهای سنتی خودمان دارد این است که زمان پخت زیادی لازم دارند. تلاش می‌کنیم روش‌هایی را به مردم بیاموزیم که غذاهای ایرانی زودتر آماده شوند.

خیلی از غذاهای ایرانی را می‌توان با طعم‌های مختلف پخت و تزئین کرد که برای بچه‌ها اشتهاآور و جذاب باشد. وقتی به بچه‌ها و جوانان می‌گوییم فلان غذا را نخور برای سلامتی‌ات خوب نیست باید جایگزینی به آنها معرفی کنیم که راضی‌‌کننده باشد. آشپزی سنتی را باید به روز کنیم تا هم زمان پخت کوتاه شود و هم طعم و شکل آنها خوشایندتر شود.

درآمد و مدیریت مالی زندگی

زندگی را به سه بخش تقسیم کرده‌ایم؛ مالی، اجتماعی و معنوی. تلاش می‌کنیم هر سه این بخش‌ها را به صورت موازی تقویت کنیم. من و همسرم دو حساب مشترک داریم. درآمد‌، خرج، پس‌انداز، سرمایه‌گذاری و … کاملا شفاف و مشترک است.

فعالیت‌های اجتماعی و خیرخواهانه هم داریم. مثلا به خانم‌‌های سرپرست خانواده آموزش آشپزی می‌دهیم و به آنها کمک می‌کنیم که آشپزخانه کوچکی آماده کنند تا از این طریق بتوانند مخارج خانواده خود را تامین کنند. به صدقه دادن اعتقاد نداریم بر این باوریم که باید به نیازمندان کار یاد بدهیم تا آنها خودشان بتوانند درآمد کسب کنند.جام جم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: