کد خبر: 5525
تاریخ انتشار: 24 مرداد 1395 - 13:47
تعداد بازدید: 950
در این میان البته گروه های دیگر هم خواستار پیگیری های شاپور محمدی در خصوص نظام مند شدن توزیع سود نقدی،راه اندازی موسسات رتبه بندی، احیای حاکمیت شرکتی، نظام مند شدن افزایش سرمایه و ده ها موضوع دیگر شده اند که

علیرضا باغانی* در عصر ایران نوشت: دو هفته ای از تغییرات مدیریتی در بازار سهام گذشته است و رئیس جدید در حالی دو پست با اهمیت در این سازمان را به دو عضو جدید هیات مدیره سپرده که با انبوهی از مطالبات بخش های مختلف بازار سهام مواجه شده است؛ عده ای که از سال 84 به این طرف نتوانسته اند مجوز کارگزاری بگیرند از لزوم عدم انحصار در صنعت کارگزاری و سخت گیری نکردن سازمان بورس در اعطای مجوز سخن می گویند، گروهی به دنبال افزایش اختیارات کانون هایی هستند که توسط دوستان اداره می شود و گروهی دیگر نیز از لزوم جلوگیری از نشت اطلاعات و افشای اطلاعات نهانی حرف می زنند.

در این میان البته گروه های دیگر هم خواستار پیگیری های شاپور محمدی در خصوص نظام مند شدن توزیع سود نقدی،راه اندازی موسسات رتبه بندی، احیای حاکمیت شرکتی، نظام مند شدن افزایش سرمایه و ده ها موضوع دیگر شده اند که البته همه این ها خواسته ها و مطالبات به حقی است اما جای یک خواسته و مطالبه مهم در میان این همه خواسته ریز و درشت خالی است.

این خواسته در دو کلمه خلاصه می شود فرهنگ سازی. این که فلسفه سرمایه گذاری در بورس چه بوده؟ اساسا بورس تشکیل شده برای تزریق منابع مازاد مردم به چرخه تولید و فلسفه این که به کودکان آموزش سرمایه گذاری در بورس از محل پول های قلک هایشان داده می شود این است که این نوع سرمایه گذاری در همه ابعاد به نفع نظام تولید و اقتصاد کشور است. اما آیا به واقع چنین است!؟ مرور دست‌نوشته اخیر کامیار فراهانی (که به زبان محاوره‌ای نوشته شده) در این خصوص خالی از لطف نیست...

«سلام آقاي دكتر شاپور محمدي


يه روزايي، خيلي سال پيش، ما مي گفتيم سود سرمايه گذاري بلندمدت خيلي بيشتر از سرمايه گذاري كوتاه مدته و خيلي هم محكم با دليل و مدرك و نمونه ي آماري اين موضوع رو ثابت مي كرديم. ولي اين روزها گفتن اين جمله حتي شوخيش هم زشته. در بورس ايران چيزي به نام سرمايه گذاري بلند مدت حداقل امروز معنايي نداره. بازار سرمايه ي ما ديگه محلي براي پس انداز خانوار ها نيست. سرمايه گذاران بلند مدت بورس طي سال هاي اخير دو سرنوشت داشته اند : ١- يا آن قدر ضرر كردند كه از بورس خارج شدند ٢- يا تبديل به سوداگراني قهار شدند كه عمر سرمايه گذاريشون به شش هفت روز هم نمي رسد.


بزرگترين اشتباه استراتژيك مديران بورس طي چند سال اخير نه بلوك زدن بود،نه توجه بیش از حد به شاخص بود،نه بسته نگه داشتن نماد ها و نه دامنه ي نوسان.اشتباه بزرگ مديران بورسي كشتن چيزي به نام سرمايه گذاري بلند مدت بود.


بازار سرمايه بازيگران متفاوتي دارد. شركت هاي سرمايه گذاري، كارگزاري ها، صندوق ها، افراد حقيقي، شركت و سازمان بورس و... .


ضربه‌ی اول : شركت هاي سرمايه گذاري طي سال هاي متمادي عقلاي بازار بودند. اين ها با حساب و كتاب مي خريدند با حساب و كتاب مي فروختند. بازيگران اصلي بودند. ده ها كارشناس در اين شركت ها تلاش مي كردند سهام مختلف رو ارزش گذاري و معامله كنند. در ماجراي اصل ٤٤ اين شركت ها چك اول رو خوردند. دولت با انواع و اقسام فشار ها اين ها رو مجبور كرد تا بلوك هاي بزرگي رو بخرند و بجاي مبحث ارزش گذاري درگير پرداخت انواع اقساط شوند. من با صراحت عرض مي كنم نصف اين خريد ها با فشار مستقيم دولت وقت انجام شد. در مرحله ي بعد، همزمان با كاهش قيمت هاي جهاني عايدي اين شركت ها كمتر هم شد و كار بجايي رسيد كه اين شركت ها براي پرداخت تعهدات خودشون از حالت منفعل به فروشنده ي محض تبديل شدند و اين گونه روند عرضه و تقاضاي بازار بهم خورد. مديران وقت سازمان بورس حتي ٥ ثانيه هم فكر نكردند كه عقلانيت بازار سرمايه در حال از دست رفتنه و ترجيح دادند موز ميل كنند.


ضربه‌ی دوم : دولت به بهانه ي رد ديون حجم زيادي سهام به صندوق هاي بازنشستگي، تامين اجتماعي و... واگذار كرد. سو مديريت و گاها بي مديريتي اين شركت ها باعث شد موفق به تامين نقدينگي روزمره خود هم نشوند و براي ايفاي تعهداتشان نه تنها ديگر در بازار سرمايه خريدار نباشند كه فروشنده هايي باشند كه با هر قيمتي سهام خود را مي فروشند.


مسئولان وقت سازمان بورس در آن زمان كوچكترين دخالت و پيش بيني اي نكردند و موز دوم رو ميل كردند.


اجازه بديد سند و مدرك ارائه كنم: مقايسه كنيد حجم خريد و فروش هاي شركت هاي سرمايه گذاري را با افراد عادي بازار سرمايه طي ماه هاي اخير. حجم معاملات بزرگترين شركت هاي سرمايه گذاري با بيش از ٣-٤ هزار ميليارد پرتفوي از حجم معاملات يه سرمايه گذار ٢٠-٣٠ ميلياردي كمتر است.


ضربه‌ی سوم :


تاييد صلاحيت حرفه اي مديران شركت هاي سرمايه گذاري. اين اسمش خوبه ولي عملكردش فقط سبب آسيب شد. برخی مديران ناشایست با لابي هاي گسترده همه تاييد صلاحيت شدند و اين قانون در نهايت فقط سبب تسويه حساب هاي شخصي شد. العاقل يكفي بالاشاره.


مي دانم كار سختي است ولي، شركت هاي سرمايه گذاري را زنده كنيد. كاركرد اين نهاد ها عقلانيت بازار بود. اونهايي كه قهر كردند رو دلجويي كنيد اونهايي كه زير تعهدات مالي فجيع هستند را مديريت كنيد. عقل را به بازار برگردانيد.


با خروج عقلانيت از بازار ضربه ي چهارم به بازار وارد شد:


دستورالعمل معاملات اعتباري
براي اين ميشه يه مثنوي هفتاد من نوشت. بر اساس اين دستور العمل شما اگر بخواي اعتبار بيشتر بگيري و بهره ي كمتر بدي، بايد گردش معاملاتت بيشتر شود. با همين يك گزاره ما همه ي معامله گران اعم از كوچيك و بزرگ رو تشويق كرديم تا بجاي تحليل بنيادي، تحليل تكنيكي كنند و از نوسان هاي روزانه استفاده كنند. هزاران سفته باز تحويل بازار داديم كه حتي حاضر نبودند به بيش از يك هفته فكر كنند. در نهايت موج هاي جديدي در شركت هاي كوچك كه مي شد راحت قيمتشان را دستكاري كرد راه افتاد. ويروس جديد اپيدمي شد و از معامله گران خرد به بقيه ي بازار تسري پيدا كرد. مقايسه بفرماييد بازدهي شركت هاي كوچك بازار سرمايه با شركت هاي بزرگ بازار سرمايه را. »


بله. تلنگر به جای این تحلیل گر بورس به فلسفه ای است که موجب شده تا بازار سهام در ایران بنا شود،بورسی که حالا بیشتر مامنی است برای دلالانی که فقط نام سهامدار را یدک می کشند تا از خلال خبرها،شایعات و اظهار نظرها بتوانند به قول خودشان 5درصدی بخورند!


مبحث احیای فرهنگ سرمایه گذاری در بورس آنقدر مهم است که ترجیح می دهم در نوشتار این هفته در خصوص سایر مطالبات و خواسته ها از رئیس جدید بورس چیزی ننویسم.فقط در خصوص همین فرهنگ سازی در کنار کارهایی که بخش های نظارتی و اجرایی بورس باید انجام بدهند، فرهنگ سازی از طریق رسانه ها نیز ضروری به نظر می رسد.شنیده ایم که سازمان بورس و اوراق بهادار در سال های گذشته بودجه میلیاردی برای فرهنگ سازی داشته که صرف ساخت سریال،تیزر تلویزیونی و چاپ و نشر کتب مختلف و سایر اقلام فرهنگی شده است.اما آیا به واقع این فرهنگ سازی توانسته اصل فرهنگ سرمایه گذاری در بورس را حاکم کند.قطعا خیر و به نظر می رسد به جای صرف هرگونه هزینه اول باید به قول کامیار فراهانی عقلانیت را در بازار حاکم کرد و به اعتقاد نگارنده زمانی می توانیم بگوییم بودجه فرهنگ سازی در بازار سهام هدر نرفته که بتوان کتاب سرمایه گذاری در بورس را در مقطع دبیرستان و حتی کتاب آشنایی با بازار سهام را در مدارس ابتدایی به عنوان یک درس اصلی شاهد باشیم نه برنامه های فاقد محتوا و فاقد اثر بخشی که در سال های گذشته بودجه این بخش را هدر داده است.


تغییرات مثبت
در حالی تنها دو هفته ای است که رئیس جدید بر مسند ریاست بورس نشسته که با دو حکم جدید دو عضو هیات مدیره جدید سازمان بورس و اوراق بهادار را به طور موظف در ساختمان ملاصدرا مشغول به فعالیت کرده است.


بر این اساس رییس سازمان بورس و اوراق بهادار طی حکمی عراقچی را به عنوان "معاونت اجرایی" این سازمان منصوب کرده است. سیداحمد عراقچی پیش از این دبیر شورای پول و اعتبار بوده و با تصمیم شورای عالی بورس، به عنوان یکی از پنج عضو هیات مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار انتخاب شده است.برخی او را دارای نسبت فامیلی با سید عباس عراقچی می دانند اما نکته با اهمیت حسن شهرت و سوابق خوب وی در بخش های اجرایی بازار سهام از جمله حوزه نرم افزاری است.


در انتصابی دیگر شاپور محمدی سعید فلاح پور دیگر عضو جدید هیات مدیره سازمان بورس و اوراق بهادار را به عنوان رئیس مرکز پژوهش، توسعه و مطالعات اسلامی سازمان بورس منصوب کرده است.او نیز دارای چهره داشگاهی بوده و در کنار فعالیت به عنوان استاد دانشگاه تهران و نگارش ده ها مقاله و تحقیق فعالیت هایی هم در زمینه ریسک به عنوان مدیر ریسک بانک اقتصاد نوین داشته است.با توجه به سوابق وی به نظر می رسد که پست خوبی هم برای او انتخاب شده است.قبل از وی حسین فهیمی صاحب این سمت بود اما به دلیل پایان پیدا کردن مهلت قانونی عضویت او در هیات مدیره بورس او به عنوان رئیس هیات مدیره سپرده گذاری مرکزی که به سازمان اسناد بورس معروف است،منصوب شده است.اما بدون تردید تغییرات دیگری هم در راه است.پیش بینی شخصی نگارنده این است که از میان معاونت های موجود معاونت حقوقی بورس با تغییرات مدیریتی مواجه شود.بخش های نظارتی بورس و شرکت مدیریت فناوری بورس فعلا تا به این جای کار به تغییرات نزدیک تر هستند.در بورس ها نیز نظر بر ابقای مدیران فعلی و حتی ارتقای برخی از آن هاست.


خبرنگاری در بورس!
17 مرداد ماه مصادف بود با روز خبرنگار. سال روز شهادت محمود صارمی در مزار شریف
.مرداد ماه اگر چه یادآور خاطره تلخ شهادت مظلومانه یکی از اهالی عرصه خبر و اطلاع رسانی است، اما این شهادت بهانه ای شد برای یاد کردن از عناصری که ترجیح داده اند به جای فعالیت های اقتصادی و حرفه ها و پیشه های گوناگون از راه نوشتن زندگی بگذرانند و چه بسا هیچگاه نوشتن، خبرنگاری و آگاهی بخشی آن ها را به ثروت حداقلی هم نرسانده چه برسد به پول های هنگفت!


بله؛ عشق به نوشتن مهمترین متغیر قدم گذاشتن و البته دوام آوردن در این حرفه است. برای یک خبرنگار بازدید خبرهایش و بازتاب مثبت آن بسیار بیش از حق التحریری که می گیرد ارزشمند است.


خبرنگاری در بورس نیز هم سخت است و هم به دانش مالی نیازمند؛ به مثابه حرکت روی لبه تیغ. نهاد ناظر معتقد است که چون خبرها روی بازار سرمایه اثر گذار است، مدیران شرکت ها و در برخی مواقع حتی بازیگران و بازیگردانان بازار نباید با خبرنگاران مصاحبه کنند!هر خبر در این حوزه روی ثروت و دارایی مردم تاثیرگذار است و حساس.در مجموع خبرنگاری در بورس از حیث لزوم اشراف به مسائل مالی و حسابداری و در واقع داشتن سواد مالی و از سویی دیگر محدودیت های موجود یکی از سخت ترین حوزه های خبری است و جا دارد که به خبرنگاران بورسی در همین فرصت دست مریزاد و خداقوت گفت.


بورس ارز جدی می شود
رئیس جدید سازمان بورس و اوراق بهادار از جدی شدن برنامه راه اندازی بورس ارز خبر داده است
.


شاپور محمدی در حاشیه معارفه خود به عنوان رئیس جدید بورس گفته که هماهنگی هایی با بانک مرکزی انجام شده که ان شا الله مقررات آن در شورای عالی بورس تصویب شده و اقدامات لازم برای راه اندازی بازار ارز با تکمیل هماهنگی های بانک مرکزی پیگیری خواهد شد.


او گفت:بورس ارز با هماهنگی کامل با بانک مرکزی در بورس کالای ایران ایجاد خواهد شد، البته نظر بانک مرکزی مثبت بوده ولی باید این نهاد کنترل های لازم را بر بازار ارز داشته باشد.وی پیش بینی کرد: تا چند ماه آینده مقررات تشکیل بورس ارز نهایی شود.


حامد سلطانی نژاد مدیرعامل بورس کالای ایران هم به بهانه برنامه راه اندازی بورس ارز در این بازار در کتابی جامع با عنوان پوشش نوسانات نرخ ارز (بازار قراردادهای آتی) در یازده فصل به بررسی ابعاد مختلف بورس ارز پرداخته است.در بخشی از این کتاب می خوانیم:یکی از نیازهای فعالان بازار دسترسی به ابزارهای مناسب جهت مدیریت ریسک نوسانات نرخ ارز است،امکانی که در حال حاضر بازارهای مالی ایران از داشتن آن محروم است.در این کتاب به بازار قراردادهای آتی نیز توجه شایانی شده و چندین فصل از آن به این موضوع در بازار ارز پرداخته است.نویسنده در بخشی از کتاب می گوید: استفاده از ابزارهای مشتقه و به خصوص قراردادهای آتی جهت مدیریت نوسانات قیمت به یک رویه و رویکرد استاندارد در جهان تبدیل شده است. مجموعه رخدادهای چند سال گذشته ایران و دورنمای اقتصاد ایران در سال های آتی لزوم پاسخگویی و نیاز بازار به ابزارهای مشتقه ارزی را بیش از پیش نمایان ساخته است.مطالب این کتاب در سه بخش و در قالب یازده فصل نگارش گردیده است در بخش اول ( فصول سه تا چهار ) مبانی بازار ارز تجزیه و تحلیل گردیده است.در بخش دوم ( فصول پنج تا هفت ) ساختار این بازار و ویژگی های بازار ارز در ایران به طور دقیق مورد تجزیه و تحللی قرار گرفته اند.بخش سوم این کتاب ( فصول 7 تا 11 ) به قراردادهای آتی ارز اختصاص داده شده است.

در همین حال محمدرضا پورابراهیمی، رییس کمیسیون اقتصادی مجلس در خصوص بورس ارز گفته:بانک مرکزی در دوره‌ پیشین ( دولت قبل) خیلی با بازار مشتقه ارزی موافق نبود و به عبارتی پای کار نمی‌آمد. اما بانک مرکزی کنونی با ریاست دکتر سیف، نگاه مثبتی به استفاده از ابزارهای مالی برای مدیریت و تنظیم بازارها از جمله بازار ارز دارد.با این تفاسیر در صورت اقدامات عملی بانک مرکزی، مجلس نیز آماده همکاری در این زمینه است تا دغدغه ریسک نوسانات نرخ ارز برای فعالان اقتصادی به حداقل برسد.


پورابراهیمی با بیان این که در صورت حمایت جدی و عملیاتی باک مرکزی به زودی شاهد راه اندازی بازار مشتقه ارزی خواهیم بود، گفت: مجوز خرید و فروش ارز به بانک‌ها در این راستا یک گام به جلو است و مقدمه‌ای برای تاسیس بازار مشتقه ارزی به حساب می‌آید.


رییس کمیسیون اقتصادی مجلس در پایان گفت: بورس کالای ایران آمادگی خود را برای راه اندازی بازار مشتقه ارزی یا به عبارت بهتر ایجاد بازار آتی ارز در این مرحله ، اعلام کرده است که این بورس در زمینه راه اندازی و مدیریت بازار آتی سکه طلا از سال ها پیش تجربیات موفقی دارد.


در بازار چه خبر بود؟
بورس تهران در معاملات آخرین روز کاری هفته باری دیگر زیر تیغ عرضه ها قرار گرفت و شاهد فشار فروش در اکثر گروه ها بودیم. به نظر می رسد بازار برای برگشت نیاز به درجا زدن بیشتری دارد ضمن این که با رقم فعلی موجود در بازار نمی توان انتظار رشد قیمت ها را داشت. اما بازار روز چهارشنبه چندنکته را به خوبی نشان داد. نکته اول این که عطش تقاضا در مقطع فعلی فروکش کرده و فعلا خبری از خرید های به اصلاح رو به بالا و رِنجی نیست. این جمله در زبان تکنیکال بدین معناست که اندیکاتورها در منطقه اشباع از خرید قرار گرفته اند و شرایط فعلی برای معامله گران ریسک به ریوارد جذابی ( خصوصا در نمادهایی که رشد بیشتری داشته اند ) ندارد. لذا بازار نیاز به تخلیه هیجان دارد. نکته بعدی این که جریان نقدینگی بعد از افت روزهای اخیر ، اندکی افزایش یافت و به نوعی شاهد توقف کاهش حجم معاملات بودیم و این موضوع تا حدودی نگرانی ها از بابت خروج پول از بازار را ( موقتا ) بر طرف می کند. به زبان ساده تر باید گفت که بازار به یک تعادل نسبی رسیده و این دقیقا همان چیزی بود که بعد از یک رشد نیاز داشتیم
.


نکته مهم دیگر که باید به آن اشاره داشت ، افزایش حجم تقاضا از سوی حقوقی ها در قیمت های منفی است که می تواند به بسته شدن کف بازار و اعتمادسازی کمک شایانی کند. این دیدگاه از سوی حقوقی ها و حقیقی هایی که سنگین خرید می کنند نشان می دهد که این بار خبری از رها کردن بازار نیست و باید در بازار ماند و البته بطور مداوم اقدام به اصلاح پرتفوی نمود و سهام مناسب را از سهام نامناسب تمیز داد. به نظر شرایط به گونه ای است که برخی از بزگان بازار با در نظر گرفتن شرایط و با برنامه مشخص اقدام به سرمایه گذاری به دید برداشت ثمره آن برای یک بازه زمانی 2 – 3 ساله می کنند و شاید این یکی از مهمترین خبرها برای بازار باشد. البته در این میان تحولات سیاسی و اقتصادی در دنیا ، وضعیت دولت در انتخابات بعدی ، کاهش نرخ سود بانکی ، کنترل تورم ، رشد اقتصادی و تحولات بازار ارزی در روند حرکتی بازار موثر خواهد بود.در سوی دیگر بحث ورود بخشی از نقدینگی صندوق های سرمایه گذاری به بازار را داریم که اگر این موضوع جدی شود ، حرکت قوی و خوبی برای بازار رقم خواهد خورد که کمک به بهبود و پویایی آن می کند.


در هفته سپری شده ارزش معاملات در دو بازار بورس و فرابورس به 1.957 میلیارد تومان رسید و ارزش معاملات خرد ( بدون معاملات بلوکی و اوراق مشارکت ) هم معادل1.190 میلیارد تومان رقم خورد.


شاخص بورس اما از ابتدای هفته تا انتهای هفته در حرکتی از 77.883 تا 78.190 واحد معادل 0.39 درصد رشد کرد و شاخص فرابورس هم 0.36 درصد مثبت بود.


*روزنامه نگار و کارشناس بازار سرمایه

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: